الشيخ رسول جعفريان
1323
رسائل حجابيه (فارسى)
دخترا پرده ز رخ بركش و بر قلب فكن * كز حجابى رخ زن حافظ اسرار نشد چهره بگشاى وز چشم بد اغيار مترس * كه گل آزرده دل از چشم بد خار نشد در پس پردهء ناموس نهان شو زيرا * چادر و پيچه حجاب زن بدكار نشد زن كه با حسن خداداد نياموخت هنر * لايق همسرى مردم هشيار نشد ديو پتياره بود ، گرچه بود نيكو روى * زن كه با نامزد خويش وفادار نشد عفّت دختر دوشيزه نهالى است بهار * كه چو شد كنده ز جا سبز دگربار نشد « 1 » بهار در قصيدهء ديگرى كه به سال 1307 ش تحت عنوان « زن شعر خداست » سروده ، به شرح دشوارىهاى زنان پرداخته و در نهايت چنين مىسرايد : نشود منقطع از كشور ما اين حركات * تا كه زن بسته و پيچيده به چادر باشد حفظ ناموس ز معجر نتوان خواست بهار * كه زن آزادتر اندر پس معجر باشد « 2 » در برابر ، شاعران ديگرى بودند كه سخت از برداشتن حجاب اظهار شادى و شعف كرده ، با بىپروايى تمام در اينباره شعر مىسرودند و مىكوشيدند تا زنان را از خانه بيرون بكشند . جهانگير خليلى شاعرى از اين دست است : برخيز و به يك سو فكن اى بانوى دلدار * اين برقع موئين كه تو را نيست سزاوار حيف است كه رخ پوشى و بيكار نشينى * ننگ است كه بيهوده نهان گردى از انظار مسپند به خود خوارى ايام گذشته * از هم بدر اين چادر و اين پردهء پندار زنگار رخت گشته همين پردهء موئين * بزداى ز آئينهء رخ پردهء زنگار گر خانهنشين باشى و بيكار نشينى * بر ضعف تو بار بكند فعل تو اقرار زن را به جهان عفت و تقواست نگهبان * نى خانهنشين بودن و پوشاندن رخسار فرمود شهنشاه و شهنشاه كلامى است * فرقى نبود بين زن و مرد به مقدار « 3 » حيدرى نمايندهء ديگر مجلس شوراى ملى نيز شعرى در مذمت چادر و ستايش كشف حجاب دارد : چو گنجى در زمين بودى تو پنهان * ز لطف شه كنون پيدايى اى زن شوى در زندگى همدوش با مرد * از اين چادر اگر درآيى اى زن بود چادر چو چاهى ژرف و تاريك * چرا افتى به چه بينايى اى زن مجو دانايى و عفت ز چادر * اگر با عفت و دانايى اى زن « 4 »
--> ( 1 ) . حجاب و كشف حجاب در ايران ، ص 139 ( 2 ) . ديوان بهار ، ج 1 ، ص 453 ( 3 ) . همان ، صص 43 - 44 ( 4 ) . همان ، ص 46